- با اون قد درازت- خجالت میکشی با بابا بری بیرون، نه؟ مردم بگن ببین از باباش درازتره- تا کی قراره قدت بلند بشه؟ بسه دیگه نسبت به پارسال کلی درازتر شدی..- از تو بلند تر هم هست توی دانشگاه؟ - اینطوری هم صاف راه میری معلومه قدت درازتر میشه..
اوایل،چیزایی که میگفت رو فراموش میکردمولی تازگیها خیلی بیشتر تکرارش میکنه..هرروز با استرس قدم رو اندازه میگیرم، از کلاس دوازدهم تا حالا روی ۱۷۴ یا ۱۷۳ موندم.. اصلا اینطوری که مامان میگه نیستقدم از بابا بلندتر نشون داده میشه چون بابا اخیرا صاف نمیای
برچسب:
نویسنده: flowa

برم اون مدل لباسی که توی اون مغازه کشور مقصد دیدم رو واسه مامان بگیرم (درسته.. تا اینجاها هم پیش رفتم )
بعدش هم برم اون یکی مغازه که بابا وقتی سالها پیش به کشور مقصد سفر کرده بود، ازش یه تیشرت خریده بود و هنوزم از جنس و کیفیتش تعریف میکنه.. برم از اونجا کلی لباس واسه بابا بگیرم، از همونایی که دوست داره
ولی کلا..
۶.۶.۶ از شر این استرس نشدن و نرسیدن راحت شده باشم و رسیده باشم
برچسب:
نویسنده: flowa
از روزهای اخیر بخوام بگم- حال روحی رزا خیلی بهتره، خیلی خوشحالم- دوباره رفتم دکتر و معلوم شد حال جسمی خودم همچنان چندان جالب نیست ولییی، بهتر خواهم شد پس مشکلی نیست
- یهویی دلم موی کوتاه خواست، یه مدل خیلی خوشگل انتخاب کردم و رفتم ولی در نهایت برام پیکسی کوتاه کرد :))) در حالی که مدلی که نشونش دادم هیچ شباهتی به مدل پیکسی نداشت، دو روز از این قضیه ناراحت بودم، اینطوری بودم که خب هیچی دیگه، کل دهه ۲۰ سالگیم باید منتظر بمونم اینا بلند بشن ولی خب الان حدود یک هفته گذشته، کمی بهش عادت کردم... تنوع
برچسب:
نویسنده: flowa
برچسب:
نویسنده: flowa
برچسب:
نویسنده: flowa
برچسب:
نویسنده: flowa
نمیدونستم قراره امروز از پیشم بره.. اگه میدونستم دیروز بیشتر باهاش بازی میکردموقتی هنوز کوچیک بود و بدجوری مریض شده بود، رفتم بغلش کردم و سرش رو ناز کردم، ازش خواهش کردم پیشم بمونه و زود خوب بشه ... و خوب شد، خیلی زود دوباره سرحال شد مطمئنم تا ابد یادش میفتم و دلتنگش میشمالان حتی نگاه کردن به اسباببازیهاش هم اشکم رو در میاره..حتما از اینکه رهاش کردم ناراحته.. از وقتی کوچیک بود کنار من بود و حالا باید بره توی یه محیط جدید و یه دنیای جدید
گرچه مطمئنم اونجا خیلی بیشتر از من مراقبش هستن ولی.
برچسب:
نویسنده: flowa