از روزهای اخیر بخوام بگم
- حال روحی رزا خیلی بهتره، خیلی خوشحالم
- دوباره رفتم دکتر و معلوم شد حال جسمی خودم همچنان چندان جالب نیست ولییی، بهتر خواهم شد پس مشکلی نیست
- یهویی دلم موی کوتاه خواست، یه مدل خیلی خوشگل انتخاب کردم و رفتم ولی در نهایت برام پیکسی کوتاه کرد :))) در حالی که مدلی که نشونش دادم هیچ شباهتی به مدل پیکسی نداشت، دو روز از این قضیه ناراحت بودم، اینطوری بودم که خب هیچی دیگه، کل دهه ۲۰ سالگیم باید منتظر بمونم اینا بلند بشن ولی خب الان حدود یک هفته گذشته، کمی بهش عادت کردم... تنوعه به هر حال
- المپیاد، المپیاد، المپیاد... باعث شده یه جوری استرس بگیرم که نه میتونم براش درس بخونم، نه میتونم به کارهای دیگهام برسم
☆ این وسط هم این رو بگم که پریشب مامان و بابا رو بردم بیرون (با هزینه خودم) براشون بستنیای که خیلی دوست داشتن گرفتم، بعدش هم چیپس پیتزا که هممون دوست داریم گرفتم و رفتیم توی پارک خوردیم... حس خیلی خوبی داشت و خوش گذشت
برچسب:
نویسنده: flowa